کتابخانه دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد

وبلاگی برای علاقه مندان به کتاب و کتابخانه

تبلیغات تبلیغات

حکایت آدمی از کودکی تا پیری از زبان نظامی گنجوی

حکایت آدمی از کودکی تا پیری از زبان نظامی گنجوی حدیث کودکی و خودپرستی رها کن کان خیالی بود و مستی چو عمر از ده گذشتت یا خود از بیست نمی‌شاید دگر چون غافلان زیست نشاط عمر باشد تا چهل سال چهل‌ساله فرو ریزد پر و بال پس از پنجه نباشد تن‌درستی بصر کندی پذیرد‌، پای سستی چو شصت آمد نشست آمد پدیدار چو هفتاد آمد افتاد آلت از کار به هشتاد و نود چون در رسیدی بسا سختی که از گیتی کشیدی وز آن‌جا گر به صد، منزل رسانی بود مرگی به صورت زندگانی اگر صد سال مانی ور یکی روز
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

پیوندها